زهرا اسلامى فرد
18
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
بشرى ناميده مىشود . « 1 » ابنخلدون مورخ نامى مسلمان ، تاريخ را علمى مىداند كه كيفيات وقايع و علل حقيقى آنها را بررسى مىكند . تاريخ از نظر او در ظاهر اخبارى درباره روزگاران گذشته است ، اما در باطن ، انديشيدن درباره حوادث و مبادى آنها و كاوشى دقيق براى يافتن علل حقيقى آنهاست . به همينرو ، وى تاريخ را برگرفته و برآمده از حكمت مىداند . او همچنين در فضيلت تاريخ مىگويد : علم تاريخ داراى بهرههاى بسيار و هدفى شريف است ؛ چه اين علم ما را با سرگذشت ملتها و سيرت پيامبران و سياستهاى پادشاهان آشنا مىسازد . « 2 » تاريخ گذشتهاى است كه زمان حال را پديد آورده است ؛ تاريخ حركتى است كه به سوى آينده در جريان است ؛ تاريخ عمر نوع انسان است . همانطور كه يك فرد انسان واقعيتى است كه در مسير عمر ، طى سالهاى زندگىاش - از تولد تا حال - « شكلگرفته » و « شخصيت يافته » است ، نوع انسان نيز در مسير عمرش ، يعنى « تاريخ » - كه در طى آن زندگى كرده است - بهشكل كنونى رسيده است . بنابراين تاريخ ، آفريننده « چگونگى » انسان و سرگذشت « انسانگشتن » انسان است و اين سرگذشت كه چنين رسالت دقيق و عظيمى را برعهده دارد ، . . . نمىتواند بر عبث و بيهوده ، تصادفى ، بىجهت و فاقد حقيقت علمى باشد . « 3 » واژهشناسى فرهنگ و تمدن فرهنگ « 4 » راه مشترك زندگى ، انديشه و كنش است . به يافتههاى ويژه گروهى از مردم ، اعم از يافتههاى اجتماعى ، سياسى ، اقتصادى ، فكرى ، هنرى و دينى فرهنگ گفته مىشود . « 5 » هنرى لوكاس تمدن را پديدهاى درهم تنيده مىداند كه همه مسائل اجتماعى ، اقتصادى ، سياسى و حتى هنر ، ادبيات ، تفريحات ، علم ، اختراعات ، فلسفه و دين را دربرمىگيرد . « 6 » او معتقد
--> ( 1 ) . صادق آئينهوند ، علم تاريخ در گستره تمدن اسلامى ، ج 1 ، ص 36 . ( 2 ) . عبدالرحمان بن خلدون ، مقدمه ، ج 1 ، ص 2 و 13 . ( 3 ) . على شريعتى ، تاريخ تمدن ، ج 1 ، ص 76 و 77 . ( 4 ) . Culture . ( 5 ) . هنرىاستيون لوكاس ، تاريخ تمدن : از كهنترين روزگار تا سدهء ما ، ج 1 ، ص 3 و 4 . ( 6 ) . همان ، ص 16 .